جمعى از نويسندگان
295
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
او را در سجدهمىيابند و آنقدر سجدههايش طولانى مىشود كه شاگردان خسته شده و برمىگردند . آيتاللّه كشميرى مىگويد : « منزوى از خلق بود و به فناى فى اللّهرسيده بود . » تجلى تام اين ارتباطها را بايد در نمازهاى مرحوم قاضى جستجوكرد ، او خود مىگويد : « فقر و بى پولى و اولاد زياد همواره به من فشار مىآورد اما هنگامى كه سر نماز مىايستم خداوند تبارك و تعالى لذت عبوديت را به قسمى به بنده مىفهماند كه قريب به يك ساعت ، نمازم طول مىكشد و پس از نماز فكر مىكنم اين لذت عبوديت در نشئه بعدى به نحوى كه عبوديت و ربوبيت حفظ شود آيا نصيبمان مىشود يا نه ؟ ! » « 1 » مرحوم آقا سيد هاشم رضوى مىگويد : « ايشان فرزندى داشتند كه خيلى مورد علاقهشان بود و با حادثه برق گرفتگى از دنيا رفت . در آن روزهاى غمانگيز به خدمتشان شرفياب شدم تا عرض تسليتى داشته باشم . اولًا فرمودند : آن بچه تا الان نزد منبود شما كه آمديد او رفت . و سپس در خلال عرض تسليت فرمودند : تمام همّ و غم دنيا در نزد ما تا اول اللّهاكبر نماز است . » باز خود آن جناب است كه مىگويد : « اين حال را دوست دارم ، درمقابل آن غناى مطلق بايد فقيرترين باشم ، وقتى پول ندارم احساس نياز بيشترى به خدا مىكنم و التفاتم به خدا بيشتر مىشود و در آن حال باخود مىانديشم : آيا اين لذايذى كه از نماز نصيبم مىشود ، در برزخ هم نصيبم مىشود . » « 2 » نه تنها خود اين چنين است بلكه اين توصيه هميشگى اوست به شاگردانش كه : « در حال نماز يا ذكر و عبادت در برابر زيباى مطلق وجمال جميل الهى هر چه ديديد و شنيديد ، شما را مشغول نكند و مبادابه بهانه بهشت از بهشتآفرين غافل شويد . » او حتى نگران آينده خود در بهشت برين الهى است كه به شاگردش علامه طباطبائى رحمهالله مىگويد : « دو ، سه روز است در اين فكرم كه اگر دربهشت نگذارند ما نماز بخوانيم چه بكنيم ؟ ! » او چه لذتى از نماز و همصحبت شدن با حضرت حق جلّ جلاله درك مىكند كه مىگويد : « گاهى طلبكار به در منزل مىآيد و در خانه چيزى نيست تا بدهم . ازهر طرفى در فشارم ، ولى در نماز به بركت خود خدا مثل اين كه نه زندارم و نه بچه و نه قرضى ؛ مشغول نماز كه مىشوم آهنگ افلاك را مىشنوم . از خدا خواستهام كه اين سماع را از من بردارد . » « 3 » و
--> ( 1 ) - به نقل از آيت اللّه نجابت ، قابل ذكر است اكثر نقل قولها از كتاب عطش ذكر شدهاند . ( 2 ) - همان . ( 3 ) - همان .